از دریای خزر تا دریای خروشانِ تشییع

شوکِ خبر · 1405/04/13 ساعت 21:47

از دریای خزر تا دریای خروشانِ تشییع

این روزها خورشید پنجه در گریبان ابرها می‌اندازد و آنان را در آغوش گرم خویش می‌گیرد. دلش هم مثل ابر بهاری گرفته است و هوای گریه دارد. بارشی از عمق وجود سوخته‌اش، بارشی مذاب، که اگر ببارد، می‌سوزاند و خاکستر می‌کند. نه دردش را توان پنهان کردن است. و نه زخمش! سه ماه و اندی است، نه روزمان روز است و نه شب‌مان شب! همه جا پویش و جوشش مردم شده است. مردمانی که علم بر دوش گرفته‌اند و در راستای نور به حرکت در آمده‌اند. یاد اولین روزهای اعلام آشکار دعوت اسلام افتادم و بعثت پیامبر. دوباره تاریخ مبعوث شدگان تکرار شد. آن روزها هم یاسرها و سمیه‌ها در خیابان‌های مکه و در جای جای سرزمین تفتیده‌ی حجاز، شده بودند راهیان و راویان نور. سنگ داغ کفر، به سینه‌شان فشرده می‌شد. با خونِ به‌ناحق‌ریخته‌یشان اولین جوانه‌های اسلام آبیاری شد. اما ملت مبعوث شده‌ی ما از همان ابتدا بیدار بودند. و اینک روزها و شب‌ها است، فریاد ظلم ستیزی‌شان گوش فلک را کرده است، تا مبادا دشمن خیال کند، ما خسته از حجم حضور طولانی در خیابانیم! ما شاخ و برگ درخت تنومندیم. که با خونِ همت‌ها، بهشتی‌ها و رجایی‌ها آبیاری شدند. گویی این زنجیره هرگز گسسته نمی‌شود؛ از آلاله‌های کوچک میناب تا شهیدان جنگ دوازده‌روزه و جنگ رمضان، همه پای یک درخت ایستادند و با خون خود ریشه‌های اسلام را سیراب کردند؛ مبادا درخت امید به ظهور حجت، رنگ کهنسالی به خود بگیرد و بخشکد. چقدر جهان در حرکت دوار خود درس‌ها را خوب مرور می‌کند! و چه استاد فداکاری است و توضیح می‌دهد، بی آنکه سخن بگوید. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. چند ماهی است که دلی پر از خون داریم، اما سرشار از شوق وصالیم. چند ماهی است، ما منتقم خونِ حسینیم و زخم فراق پیر مکتب عشق به حسین را به بند بند جانمان می‌کشیم. چه فراق شیرینی، سلول‌های خفته در خرابه‌های ریا و تزویر را جان داد و بیدارشان نمود. باید این فراق رقم می‌خورد و پرده‌های جهل دریده می‌شد، تا ما ملت بیداری و صبوری بیدارتر از هر زمان دیگر باشیم. زیرا شاید چند صباحی بیش نمانده باشد، الحمدلله به فرج مولانا صاحب الزمان. ما ملتی هستیم که شهید مظلوم بهشتی فرمودند: «بکشید ما را ملت ما بیدارتر می شود.» باز هم دشمن در محاسباتش اشتباهی دیگر را تکرار کرد. عدو سبب خیر شود، گر خدا خواهد. ما اینجا و در تابناک‌ترین و بلندترین جای تاریخ ایستاده‌ایم. اینجا فقط خزر و خلیج فارس در دو نقطه‌ی متقارن در برابر هم نیستند. این روزها، از شرق تا غرب، از شمال تا جنوب، مردمانی پا به عرصه‌ی اهتزاز گذاشته‌اند. که امواج پر تلاطم خزر را در خیابان‌های بیدار، بیداد می‌کنند و می‌خروشند. و نیلگونی خلیج همیشه فارس را در زیر نورهای الوان در خیابان‌های روشن به تلألؤ در آورده‌اند. این، سیل خروشان مردم است و فانوس هدایت، سید علی؛ او را به خاک نمی‌سپاریم، بلکه او را به تاریخ مقاومت و جاودانگی می‌سپاریم. او زنده خواهد ماند در قلوب مومنین. او رستنگاه، مَطلَعِ ظهور بقیه‌الله است. زهرا ملانیا