«از آقا بگو»
از خون بیشمار شهید است این قلم زنهار! دیگری ننویسد بهجای ما
روایتهای برجسته
آخرین روایتها
فراتر از سیاست
دوباره برگشتم به حال و هوای ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ که سفره سحریمان پهن بود و آقای سلطانی مجری سحرگاه شبکه یک از شدت گریه نمیتوانست ادامه خبر را بخواند. زیرنوی...
صدایی که هنوز میآید
آخرین باری که مصلی تهران رفتم جمعه نصر بود. با جمع بچههای دانشجو رفته بودیم تا پشت سر آقایمان نماز بخوانیم. قبل از آن هم سابقه نماز خواندن پشت آق...
سهمِ دیدار
این آخرین دیدار است و کارت دعوت نمیخواهد. این جمله را مجری تلویزیون، وقتی تابوت آقا را به مصلی تهران آوردهاند، مدام تکرار میکند. سهم من از دیدار...
آخرین دیدار حسینیه
کاشیهای حسینیه را پوشانده بودند. همهجا را سیاه کرده بودند. آخرین دیدار آقا بود. خانوادههای شهدا آمده بودند؛ آخرین وداع را به پایان برسانند. قرار بو...
از دریای خزر تا دریای خروشانِ تشییع
این روزها خورشید پنجه در گریبان ابرها میاندازد و آنان را در آغوش گرم خویش میگیرد. دلش هم مثل ابر بهاری گرفته است و هوای گریه دارد. بارشی از عمق وجود...
فراتر از سیاست
دوباره برگشتم به حال و هوای ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ که سفره سحریمان پهن بود و آقای سلطانی مجری سحرگاه شبکه یک از شدت گریه نمیتوانست ادامه خبر را بخواند. زیرنوی...
صدایی که هنوز میآید
آخرین باری که مصلی تهران رفتم جمعه نصر بود. با جمع بچههای دانشجو رفته بودیم تا پشت سر آقایمان نماز بخوانیم. قبل از آن هم سابقه نماز خواندن پشت آقا ...
سهمِ دیدار
این آخرین دیدار است و کارت دعوت نمیخواهد. این جمله را مجری تلویزیون، وقتی تابوت آقا را به مصلی تهران آوردهاند، مدام تکرار میکند. سهم من از دیدار آ...