سهمِ دیدار

تشییع ماندگار · 1405/04/13 ساعت 21:35

سهمِ دیدار

این آخرین دیدار است و کارت دعوت نمی‌خواهد. این جمله را مجری تلویزیون، وقتی تابوت آقا را به مصلی تهران آورده‌اند، مدام تکرار می‌کند. سهم من از دیدار آقا همین شد؛ تابوتش. سال‌ها آرزوی دیدنش را داشتم اما حالا به وداع رسیده‌ام. نه تنها من، همه‌ی ما. همه کسانی که امید داشتند یک بار هم شده او را از نزدیک ببینند. حسرت ندیدن آقا در سینه‌ام سنگینی می‌کند. انگار هنوز باور نکرده‌ام که دیگر دیداری در کار نیست. داغ شهادتش هم داغی نیست که به این زودی‌ها سرد شود. یاد مداحی طاهری می‌افتم که با سوز می‌خواند: میگفتن تو پناهگاهی تو خونه زدنت به امان‌الله یا شهید‌الله دوست داشتم روزی یکی از آن همه شاعر و نویسنده باشم که نوشته‌اش را برای آقا می‌خوانَد. قسمت نشد؛ و حسرتش همیشه با من می‌ماند. اما این حسرت قرار نیست مرا از نوشتن بازدارد. حالا برای آقای شهید ایران می‌نویسم؛ به سفارش خودش که گفت: «از شهدا بنویسید، از نامداران ایرانی بنویسید.» شاید دیگر فرصتی برای خواندن این نوشته‌ها پیش روی او نباشد، اما نوشتن برای آرمانی که به آن سفارش کرده بود، هنوز ممکن است. سیده سماء حسینی